خرید بک لینک
بن بست من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 23:15

یک.قجری داشت بالای چارپایه کار میکرد و منم مراقب بودم نیفته، یکم گذشت زدم زیر آواز داشتم میخوندم که دخترم اومد گفت: عصر جدید نیستا چارپایه رو نگهدار

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 23:15

بن بست من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 23:15

بن بست من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 11:47

بن بست من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: 19:38

قجری یه چتد وقته که تو شرکت زیر مجموعه یه بانک کار میکنه

اومد گفت :

ساکمو ببند باید برم ماموریت!

و منو دخترم به هم نگاه کردیم و چشمامون از ذوق برق میزد با کمی لبخند

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 20:37

میگم از وقتی چشم باز کردیم بهمون گفتن این دنیا محل رنج و عذابِ و خوشی ها برای اون دنیاست !!

میگن فقط باید صبور باشی و تحمل کنی تا بهت جایگاه بهشت بدن !!

این حرفا منطقی نیست وقتی توی قنوت نماز از خداوند، هم این دنیا رو میخوایم هم اون دنیا .

درست میگم؟؟؟

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 20:37

ای غم!نمی دانم!روزِ رسیدن روزیه گامِ که خواهد بود؟اما در این کابوس خون آلوددر پیچ و تاب این شب بن بست بنگر ...به جان های گرامی ، رفته اند از دستدردیست چون خنجر یا خنجری چون درداین من که در من، پیوسته می گریددر من کسی، آهسته می گرید.

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 20:37

صفحه بندی